سيد جعفر سجادى

1321

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

است و سين را ( كامله ) گويند . ( مطلب سيم ) در بين اشتباه بعضى از اعيان چنانچه يكى از اذكياء جهان و معروفين زمان در خصوص لفظ ها كه آن را هى تلفظ فرموده چنانچه فرمايد ( الله بود يك الف و هى و دو لام زين اسم شريف دل گرفته آرام ) ( از بينهء الف على را بطلب و زهى و دو لام جو محمد را نام ) بينهء الف ( لف ) است و آن ( 110 ) است على نيز ( 110 ) است و اما بينهء ها الف است كه دو لام ( 83 ) مىشود نه ( 92 ) همچنانكه عدد مكتوبى آن ( 1 ) است كه باضافهء بينهء گمان كرده كه با محمد مطابق باشد و كشف مرام در زيادتى توضيح مقام بيايد ( و اما ) آنچه ملا جلال دوانى توهم فرموده كه از بينهء حروف الله على بيرون آيد آن نيز تمام نيست چنانچه فرمايد ( گر مرد رهى روشنى راه نگر آيات على ز جان آگاه نگر ) ( گر بينه بر اقامتش مىطلبى در بينهء حروف الله نگر ) زيرا كه بينهء الف ( لف ) و آن مطابق با [ على ] است چنانچه گذشت و بينات دو لام و ها ( 83 ) است و على ( 110 ) است پس از حروف الله على بيرون نيامد بلكه از يك حرف الله على استخراج شده و شايد آنكه از بينهء بينهء ها نيز ارادهء على نموده و آن اگر چه درست است ولى على كل حال از حروف الله كه لفظ جمع است نتوان استخراج على نمود زيرا كه جمع فرموده و از مفرد يا بينهء آن مطلوب برآيد و تواند بود كه مصرع اخير چنين باشد . ( در بينهء ز حرف الله نگر ) پس در اين صورت اشتباه از ناسخ باشد [ فافهم ] . 2 - در تطابق است مخفى نماند كه بعضى از انطباقات مندرجهء اين مجموعهء منيفه و برخى از محتويات اين زبر لطيفه مقتبسهء از رسالهء شريفهء ( مضيئى الاعيان ) است بخصوصه جلى از تطابق آيات قرآنيه آن ( از رهگذر خاك سر كوى شما بود هر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد ) چنانچه مطابق جملهء از اين مندرجات باهرات و مندمجات زاهرات از منطبقات استادنا المؤتمن الفريد فى الفن و الوحيد فى الزمن آقاى حاجى سيد حسن كزازى كرمانشاهانى مد ظله است و بسى رسائل ظريفه و صحائف طريفه در اين فن بزيور تصنيف در آورده آنچه به نظر فاتر افقر رسيده ( اسرار الكلم ) ( اشارة الكلم ) ( الف باء جديد ) ( جلوة الكمال ) ( حقيقة مطلب ) ( حكمة آل محمد ) ( سبيل الاقسط ) ( مهين كل ) و آنچه به نظر قاصر احقر نرسيده زياده از آن است . ( هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى از دولت آن زلف چه سنبل شنوى ) و در اين مقام دويم سه جلوه است . ( جلوهء اول ) در تطابق زبر بزبر بنام نامى حضرت ختمى مرتبهء صلوات الله عليه ( 62 ) ( احمد ) ( نبى ) ( 62 ) ( واجب دوم ) ( 53 ) وجود اجل ( 53 ) اجل وجود ( 53 ) ( لازم وجود احمد ) ( 150 ) لازم ايجاد احمد ( 150 ) ممكن [ 150 ] ( قيل لى ما اسم حبيبك قلت بين الناس احمد قيل محمود كيوسف قلت و المحمود احمد ) سائل ( 92 ) اجمال وجوب ( 92 ) وجه اكوان [ 92 ] آيه وجه وجود الواجب [ 92 ] آيهء وجه واجب الوجود [ 92 ] .